تبلیغات

گروه تلگرام دانشجویان حسابداری دانشگاه سارویه - من حسابدارم

 
گروه تلگرام دانشجویان حسابداری دانشگاه سارویه
درباره وبلاگ


با عرض سلام من دانشجوی كارشناسی رشته حسابداری هستم این وبلاگ متعلق به همه دانشجویان رشته حسابداریه و خوشحال میشم از نظرات و مطالب قشنگتون استفاده كنم

مدیر وبلاگ : غلامعلی حسینی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

من حسابدارم

تو بخوان قصه مردان حساب و عدد و سود وزیان و قلم و ثبت و سیاق،

کز همان روزهای نوروز در انبار بمانند و بگیرند و ببندند و شمارند و نویسند، دو صد مشق در آن دفتر پیچیده به قیطان،

که گر خط بخورد یا که شود دیر، هراسند از آن هیبت آن هیات  مردان قلندر، همان هیات تشخیص علی الراس،

وگر مانده حسابی نشود جمع، بر سر و صورت خود جمله بکوبند و دوصد لعن فرستند بر آن مرد ونیزی، همان لو که پاچولی که همه تی و اکانت و دوطرف ثبت حساب از کرامات و افاضات هموست.

آن دگر خرده بگیرند از آن دسته اول که چرا این ننوشتی و دگر چیز نوشتی، که اگر این بشود شرط و شروط است و عدم رد نظر.

هر گه این مرد سیه روز شود دیر به خانه، بخرامد به اتاقی و چپد زیر لحافی که بماند ز امان از خم ابروی زن و طعنه فرزند،

که چه شد سهم تو از آن همه اعداد که نوشتی، و زدی جمع ، چه شد وعده دریا و لب آب و نه حتی دو قدم پارک.

این چه حرفه است که نه چون کله پزان صنفی و جائی و نه چو آن مرد قدم رنجه به بازار منالی و نه یک باغ و حیاطی، که اگر یار برفت و تو در آن سوگ نشستی، جنازه ،تو به غسال سپاری ؛لیک نتوانی که گزارش سر موقع تو به مجمع برسانی.

پس بگفتا گنهم چیست، که جز این حرفه ندانم. این حرفه همان حرفه محبوب جهان است که در این دیر خریدار ندارد.

آخر قصه، همه غصه و بس ناله ، که خراج دولت از آن سود به توافق به سرآید و درآن مجمع غدار بخوردند بگفتند و شنودند و دوصد سود و پاداش به تقسیم سپردند و ندیدند ز پس پرده اعداد و رقم آن همه خون جگر، دربدری، سوته دلی....

من نه آن میرزا نویس در دکان و دم حجره آن بی هنرانم، و نه از جمله آن طنز نویسان جهانم

من حسابدارم



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
یکشنبه 4 تیر 1391
غلامعلی حسینی
دوشنبه 5 تیر 1391 07:42 ب.ظ
مرســــــــــــــــــــی غلام جون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر